بهمن جلالی درگذشت

بهمن جلالی، یکی از نام‌دارترین نام‌های تاریخ عکاسی‌مان امروز درگذشت. او که زاده‌ی سال ۱۳۲۳ در تهران بود، اگر چه علوم سیاسی را در دانشگاه خواند اما با آموختن تجربی عکاسی، در عمر ۴۰ ساله‌ی عکاسی خود، گامی بزرگ در ثبت لحظه‌های حساس تاریخ معاصر کشورمان برداشت. شرکت در بیش از ۵۰ نمایشگاه بین‌المللی  و به یادگارگذاشتن هزاران قطعه عکس ناب دست‌آورد گران‌بهای عمر ۶۵ ساله‌ی بهمن جلالی است که امروز به آخر رسید. بهمن جلالی را با عکس‌های تاثیرگذارش از روزهای انقلاب ۵۷، از جنگ ۸ ساله با عراق و بازسازی عکس‌های دوران قاجار، با تاسیس تنها عکس‌خانه‌ی ایران، با ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

مووبل تایپ ۵


مووبل تایپ ۵ رسما از روز پنجم ژانویه منتشرشد. فکر می کنم زمان به روز کردن رسیده باشه ...

mt5-objects.png

بکش هرچه دلت خواست، خانه آبادان ...


دیرزمانی پیشتر, محمدعلی‌شاه قاجار سرمست از حمایت روسان، مجلس را به توپ بست تا به خیال خود بساط آزادی را از این سرزمین برچیند و یکه‌تاز میدان مملکت‌داری شود. او پس از کودتا بسیاری از آزادگان و روشن‌فکران را به باغ‌ شاه فراخواند و ساعتی بعد اینان را به قتل رساند. سال‌ها بعد آزادی هم‌چنان حرف مشترک ملتی است که استبداد را پس‌می‌زنند و برای این خواست مقدس خون می‌دهند. صفا شاعر آن عصر، ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

عاشورای ۸۸


و باز هم تکرار بی‌تکرار خون و مظلومیت

و سکوت

و فریاد

و باز هم حسین و تنهایی‌اش

و یزید و خنده‌های سرمست‌اش

و رعشه‌اش از پوشالینگی این ساز و برگ

و محرم که در همین نزدیکی‌هاست


عاشورا

وطن, همین و تنها همین ...


هر تلاشی باید که به نتیجه‌ای منتهی بشه, حالا گاهی اون نتیجه ملموسه و قابل درک و دیدن و گاهی می‌شه یه حسه عمیق و بی‌پایان. چند سالی که برای پایان‌نامه وقت گذاشتم, آخرش به یه حسه عجیب از دلدادگی به وطن، فرهنگ, گذشته و حال و آینده‌اش ختم شد. چنان سرشار بودم که روز دفاع نمی‌دونستم چطوری این حس رو بیان کنم. آخرش شد همین چند خط نوشته که یک هو و بی‌هوا ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

یک سال گذشت، یعنی دوازده ماه، دوازده ماه ناقابل


امروز سال‌گرد پایان‌نامه است. یک سال پیش در چنین روزی درس‌ام تموم شد و امسال در حال خدمت سربازی. پایان‌نامه برای من روزهای خوب و دلچسبی بود، هرچند طولانی‌شدن و پیچ‌خوردن‌های پیاپی‌اش برخی اوقات حسابی حالم رو می‌گرفت. پایان‌نامه برای من نقطه‌ی شروع یک علاقه بود، یک دغدغه و پاگذاشتن توی راهی که مختصات ذهنی من رو حسابی تغییرداد و احتمالا تا سال‌ها بعد هم اثرش باقی می‌مونه. این راه رو اما خیلی دوست ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

برای صدای مشکوکی که یک سال از خاموشی‌اش گذشت...


سوم آذرماه ۱۳۸۷ احمد آقالو، بازیگر تئاتر،‌ سینما و تلویزیون و هم‌چنین دوبلور و گوینده‌ی پیشکسوت رادیو از میان‌مان رفت. احمد آقالو را همه به خاطر صدای منحصر به فردش به‌یاددارند. صدایی که جنس ویژه‌اش نوعی دلهره و شک را در دل شنونده می‌انداخت. هرچند بازی‌های خوب او را نباید از یادبرد. احمد آقالو را از اولین فیلمی که در دروان دبستان دیدم یعنی پاتال و آرزوهای بزرگ به‌یاددارم و از آن زمان همیشه ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

بی‌خبری و بدخبری


۱- روزهای سربازی، روزهای بی‌خبری است. یعنی از صبح تا شب مشغول کارهایی هستیم که قاعدتا بی‌فایده است. این کارهای بی‌فایده و محیط پادگان و عدم دسترسی به اخبار هم مزید بر علت است. دو هفته‌ی گذشته تقریبا محروم از هر خبری بودم. پنج‌شنبه‌ی پیش فرصتی دست داد تا در یک مرخصی چند ساعته سری به تئاتر شهر بزنم و یکی از آخرین اجراهای «رومولوس کبیر» را ببینم. تئاتر بسیار زیبایی بود و بازی‌های ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

چرخ روزگار و روزهایی سرشار از خاطره


این نوشته مربوط به ۲۷ ابان است.یک سال پیش. دقیقا یک سال پیش در چنین روزهایی سخت درگیر پایان‌نامه‌ام بودم. روزها آمدند و رفتند تا سرانجام توانستم مجموعه ای را تحت عنوان «خانه‌ای برای فرهنگ ایران» برای دفاع روانه‌ی جلسه کنم. چیزی نزدیک به ۳ سال از بهترین روزهای عمرم را برای آن گذاشتم. فکرها و نقشه‌های زیادی هم در سر داشتم. به بخشی از آنها رسیدم و حسرت برخی دیگر به دل‌ام ماند. ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید